بحارالعلوم

وبلاگ تحلیلی بحار

بحارالعلوم

وبلاگ تحلیلی بحار

بحارالعلوم

همه باید بدانند ، دو نوع انتشار فطرت داریم ، یعنی دو نوع قدرت در زمین هست ، یکی دافعه و یکی جاذبه و هر دو برای زندگی و تکامل باید قوانین هستی را رعایت کنند . پس هر دو قرآن می خوانند ولی لشکر دفع و برون گرایی در هستی ، آیه هایی را هیچ وقت نمی تواند بخواند و قاعدتا شکست خواهد خورد .
دشمنان سر زندگی ما را میبرند و تن در چاه بی ته ، چنان میرود که نپرس ، و ما هم سخنی داریم :
ان لعنت الله علی القوم الظالمین
بنده هم مدتهاست اسیر دجال شده ام ، دعایم کنید ، اگر هم مطالب من دارای نکات عجیب است ، ناشی از دیدار بنده با دجال است .
امید بنده پیشنهادات و دعاهای شماست و هر مسلمانی طبق روایتی از پیامبر ، فتنه ای بدتر از فتنه دجال نخواهد دید .
خداوند بدون واسطه در زمین نمی آید و لذا واسطه ای دارد و موسی که دید فرعون طغیان میکند ، رفت و او را از وساطة در آورد . هر کسی که بدون واسطه با خدا در ارتباط باشد ، باید تسلیم شود و اگر تسلیم نشود باید کسی او را به تسلیم وا دارد ، ولو اسلام او مرگ باشد .
سبح لله ما فی السموات و ما فی الارض یعنی هر موجودی به غیر از انسان وقتی با خدا رابطه بی واسطه دارد ، او را از هر عیبی پاک میکند ولی انسان طغیانگر ، نام او را خراب می کند .
نکته : هر کسی که حکومت میکند از طرف خدا وساطة میکند .
وب سایت : http://www.salehoun.net
آپارات : shen_montazar

گاهی متهم به اراجیف می شویم

دوشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۵ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

گاهی مطلبی را بیان میکنیم که عده ای آن را نمی فهمند و با عنوان اراجیف تلقی میکنند .

مثلا بگوییم ، روحانی فلان کاره است ، شاید باور کنند ولی بیاییم و باطن حرکت او را نشان دهیم ، می گویند حرف نامعلوم است و لذا تهمت ناروا میزنند .

و لذا برای بیان حروف از یک عالم مکاشفه به عالم حقیقت باید با اصول باشد و طبق لغات این عالم گفته شود و کار بسیار دشواری است .

مثلا شما در عالم مکاشفه دیده اید که فلانی در باطن خود فکرهایی دارد ؛ اول باید سند دیداری داشته باشید و بعد الفاظ را درست استفاده کنید ؛ مثلا به یک پسری بگویی پدرت ، نعوذ بالله فلان صفت است ، به تو میگوید دشمن من هستی و یا اگر کلام را بد بگویی ، زنش میگوید دیوانه ای ؛

لذا چرخش کلام برای بیان باطن اشیاء باید اصولی باشد .

خیلی ها میدانند ولی باز بی گدار به آب میزنند و خفه می شوند .

افرادی در شهر تهران بودند که مکاشفاتی داشتند و بعدا معلوم شد که حق با آنها است ولی مدتی اسیر تهمت جنون شده بودند .

مثلا : شبیه ائمه شدن کار آیت الله العظمی است و نه کار من ؛ آیا امامی را که نه شناخت 50 درصدی از آن دارم و نه اینکه او را دیده ام ، برای من الگو میشود ؟

فقط میتوانم به سخنان او عمل کنم و معلوم هم نیست که عمل من دقیقا طبق سخن معصوم باشد ؛ و فقط ظاهرسازی میکنیم ، پس حرف معصوم هم برای ما مثل معصوم شدن نیست ، هستی 7 بطن دارد و هر بطن آن هم هفت بطن دارد و لذا تا آخر عمرمان نمی توانیم یک سخن معصوم را مثل معصوم انجام دهیم و فقط از روی آب میکشیم .

شناخت و بیان شناخت ما در شباهت همین مقوله است ؛ یعنی شما شناخت کاملی از سخن معصوم ندارید و نمی توانید عملتان را شبیه عمل او کنید .

پس برای بیان مکاشفه باید ، شناخت کاملی از آن داشته باشید .

و دلیل دوم تهمت جنون به مردم ، جهالت مردم است ؛ که به پیامبران به خاطر استفاده از الفاظ و معارف غیرعادی می گفتند که ... !

استفاده از واژه گرما و سرما در این دوران برای مردم عادی نیست و دلیل آن شناخت کم مردم از مقوله گرما و سرما است ؛ مثلا بگوییم فلانی بدنش سرد است و دلیل سردی او گناه است ، باور نمیکنند ؛ چرا ؟

چون مردم سردی را در دمای پایین میبینند و بلکه سردی مزاج سرایت کننده است و سردی دما سرایت نمیکند .

سردی مزاج نوعی موج است که گرمی را رفع میکند و سردی بدن نوعی انرژی غیر موجی است که گرمی را دفع میکند .

مردم با شنیدن این مطالب دچار حیرت میشوند و میگویند تو ما را حیران کردی ، پس جنون داری .

و دلیل آخر ، آشوب در ریتم قلبی خود شخص است ؛ مثلا به فردی چندبار بگویی تو دیوانه ای ، آشوب قلبی ایجاد میشود و لذا سخنانش کمی غیرعادی می شود .

و برای القاء این حروف نیاز نیست که به خود شخص دسترسی داشت و که بگوییم و او بشنود و بلکه با طلسمات و الهامات میشود این کار را کرد .

یکی از تدبیرات جسن برای سرکوب مخالفانش همین است ؛ انک لمجنون

این حروف چنان در پیامبر آشوب کرده بود که آیه ای در باب همین مطلب نازل شد ، و معلوم است که آثار ویرانگری دارد .

بسیاری در مجنون ها همینطور مجنون شده اند و گاهی گفتن جملات ناگهانی است که چشم زخم میگویند .

و لذا برای بیان مکاشفه ، مانع سومی هم یافتیم .

زندگی مسلمان در همین کشور اسلامی با این مشکلات هم مواجه است و لذا در اثر ، تاثیرات مخرب ضدانقلاب ها بسیاری از مومنین دچار غم و اندوه و گاه افسردگی میشوند .

و قطعا هیچ کسی در این مشکلات حمایت نمیکند ؛ و چون حقی ضایع شده است ، لذا حق دادنی نیست و گرفتنی است ؛

**** به همین خاطر باید به بسیاری از حقوق خودمان چشم بپوشیم و تقدیم شیاطین کنیم و با اینکه زجر آور است و مخالف حقیقت انتظار است ولی چاره ای هم هست ؟ تا شیاطین هستن زندگی ما همین است و شیاطین از اروپا متولد میشوند .

حقیقت انتظار در کلام رهبری راضی نبودن به وضع موجود و تلاش در استحقاق به عدل است ولی ....

ما با مظلومیت زاده شده ایم و با مظلومیت زندگی میکنیم و با مظلومیت هم خواهیم مرد .

قل الله انی اسار فی البلد

والله عبدا کالخسار من ولد

من آن نشان آشنای منبرم

لقد خلقنا الانسان فی کبد

کبد مریض دنیا همین شیاطین هستند ، مدینه فاضله کبد سالم است و لذا فشاری بر بدنه هستی ندارد .

با اینکه نمی خواهم دشمن از شکست من بخندد ولی باید مهم ترین فرصت های زندگی را بچسبم و مابقی را ول کنم .

الا لعنت الله علی القوم الظالمین


ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی

بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی

در مقامی که صدارت به فقیران بخشند

چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن

ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای

ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی

ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان

چند و چند از غم ایام جگرخون باشی

حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است

هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی

**************************

شعری هم هست در باب اینکه باید مهم های زندگی را دنبال کنی و نمی توانی تمام آنچه را میخواهی را بدست بیاوری ، و لذا باید برآیند نیروهای تو بر سعادت تو حداکثری باشد و مهم این است که آخرش بیشترین سود را بکنی . و لذا باید از چیزهایی بگذری و چه معنوی و چه مادی ؛

  • shen

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی